السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )
93
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )
نزديكتر باشند ، شديدتر و هرچه از آن دور تر باشند ، ضعيفتر خواهند بود . كثرت ديگر ، كثرتى است كه به عرض ماهيات گوناگون در وجود پديد مىآيد ، مانند كثرتى كه در ميان وجودهاى مادى تحقق دارد . وجود اين عنصر مغاير با وجود آن عنصر است ، وجود سنگ غير از وجود چوب است و به همين ترتيب . منشأ اين كثرت ، همان ماهياتى است كه به واسطهء وجود ، موجود شدهاند . يعنى اوّلا ، ماهيت چوب است كه با ماهيت سنگ مغاير است و ثانيا ، اين مغايرت به وجود چوب و وجود سنگ سرايت مىكند و آنها را ، با آنكه يك مرتبه از وجودند ، با يكديگر مغاير مىسازد ، مانند يك مرتبه از نور كه هم بر سنگ مىتابد و هم بر چوب ، و از اين جهت تكثّر مىيابد . « 1 » دليل مشائين بر اينكه وجودهاى خارجى حقايق متباين به تمام ذات هستند و ذهب قوم من المشّائين إلى كون الوجود حقائق متباينة به تمام ذواتها ؛ أمّا كونه حقائق متباينة ، فلاختلاف آثارها ؛ و امّا كونها متباينة به تمام الذوات ، فلبساطتها و على هذا يكون مفهوم الوجود المحمول عليها عرضيّا خارجا عنها لازما لها . گروهى از حكماى مشاء برآنند كه وجود ، متشكل از حقائقى است كه با تمام ذات ، مباين با يكديگرند . گفتهاند : اختلاف آثارى كه در واقعيت خارجى مشاهده مىگردد ، دليل تباين حقائق وجودى از يكديگر است ؛ و بسيط بودن حقيقت وجود ، دليل آنكه اين تباين ، به تمام ذات بوده ، و هيچ امر مشتركى بين آنها يافت نمىشود . بنابراين نظريه ، مفهوم وجود كه بر اين حقايق متباين اطلاق مىگردد ، در واقع عرضى « 2 » است خارج از آنها كه لازمهء ذات آنها مىباشد .
--> ( 1 ) . اين بيانى است كه در آغاز فراگيرى حكمت در تبيين كثرتهاى عرضى وجود گفته مىشود ، اما به تدريج روشن مىشود كه خاستگاه اصلى كثرت عرضى وجود نيز حقيقت خارجى وجود است ، نه ماهيات ، چراكه ماهيات ، خود فرع وجودند و بيش از تحقق ، چيزى نيستند تا موجب كثرت وجود شوند . مثال مناسبتر ، اختلاف قنديلهايى است كه در غارها بواسطه انجماد قطرات آب به شكلهاى گوناگون پديد مىآيد . ( 2 ) . زيرا اگر داخل در ذات باشد ، جزء آن خواهد بود و اين ، با بساطت ذات وجود ناسازگار است . ( ط ) .